خط سوماز خودم شکست می خورمخط آخراولین شکوفه ای که در نگاه تو نشستپادزهر اشتیاق آتشین من به درد،پلک های خواب را رو به خلوتِ اتاقِ انتظار، بست...اتفاق تازه ای در آستانه ی سلوکِ باد بود؟مُشت میزدم به خود
به خواب می روددو قطبِ سردِ پیکرمبه اُستوای سبزِ منکه دست های مستِ تو دوباره می رسد،صَلای فصلِ رُستنِشکوفه های سرخ تازه روی چین دامنمشرابِ شعر، می تراود از گلوی بغضِ چشمهایمانبه شکل آبشار نیلگونو در طن